![]() |
![]() |
|
| عاشقارو یه جای دنیا دارن دار می زنن دلای شکسته کنج کلبه ها تار میزنن |
|
سلام دوستای گم
ببخشید که یه مدت نبودم باور کنید مشکل داشتم تازه دانیالمم حسابی از دستم دلخوره دعا کنین همه چی درست بشه
دانیالم ببخش گلم خیلی دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 13:46 توسط یاسمن |
|
|
سلام دوستان - اسم من دانیال عاشق یه دختر مهربون که منو خیلی دوست داره به اسم یاسمن هست. این دختر مهربونِ قصه من ، خیلی دل تنگه منه و هر وقت من مشکلی برام پیش می یاد فکر می کنه من مردم و تو وبلاگ چیزایی می نویسه که راستشو بخواین من وقتی می خونم از خودم بدم می یاد و از خودم متفرد می شم که بابا من که هنوز نمردم پس چرا یاسمن دم از رفتن من می زنه و چرا انقدر ناراحته عزیز دلم یاسمن جونم این حرفارو تو وبلاگ نوشتم تا همه شاهد باشن من تو رو چقدر دوست دارم و فکر نکنن من چقدر ادم بی رحمی هستم و اصلا به فکر تو نیستم ، بخد اینجوری نیست من از صمیم قلب دوست دارم و همیشه به فکرت هستم و نمی تونم یک لحظه هم فراموشت کن ، پس دیگه قول بده وبلاگ رو شاد نگه داری . خوشحالی تو باعث ارامش من هست و غم تو باعث نابودی من نیز می باشد این جمله اخری رو هیچ وقت فراموش نکن بخدا یاسمن جونم دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:24 توسط یاسمن |
|
|
سلام دوستای خوبم چون از نظر روحی الان خیلی حالم بده بیشتر از این نمی تونم حرف بزنم ممنون که اومدین دوستون دارم
باز هم من
غریبه ای تنها تکه تکه های وجودم را بر دوش میکشم میروم به کجا؟!! با تاروپودی خسته و سوخته به کدامین سرزمین می توان کوچ کرد در کدامین وادی شانه های خسته و لرزانم تاب میاورد کی نای مردن بیابم؟!! دلم سخت گرفته است
ا ز من از تو از شب گریه ها از من از من از من ... از من نیز میگذرد چشمانم برای آرامش پر میکشد دیگر نخواهم دیدشان اشک میریزم بی صدا دلم برای رفتن پر میکشد دلم پر میکشد با دستان ناتوانم گدایی میکنم خسته ام خسته ام اغلب زندگيم را میبازم(( درست مث دیشب که باختمش))
ساده
ارزان بدون حريف
شنيده ام كه گفته اند : سراب آرزوي تحقق نايافته كوير است سراب و كوير هميشه در كنار هم در قلب و جان هم هستند اما اين دو هيچ گاه به هم نمي رسند هر قدر كوير جلوتر ميايد سراب عقب ميكشد وبرعكس حال آنكه كوير خود، سراب راساخته سراب آنگاه كه خواست در دل كوير قدم گذارد به كوير گفت: من در تو ايجاد ميشوم، شكل ميگيرم، در آغوش تو اوج ميگرم، ولي بدان ! من و تو هيچ گاه يكي نخواهيم شد حتي اگر آرزوي اين را داشته باشيم كوير نيز كه ميدانست با سراب چيز ديگريست ، پذيرفت اما نمي دانست ! نمي دانست! باخود چه كرده نمي دانست هميشه بايد يكي نشدن با محبوبش را در جلوي چشمان خود بپذيرد...
پری مهربون تنها نشسته کسی نمی دونه بالش شکسته گوشه چشماش یه قطره اشکه آخه عزیزش تنهاش گذاشته پری مهربون دلش گرفته آخه عزیزش گذاشته رفته اشکای نازش به رنگ خونه رفتن یارش قیمت جونه کاشکی می دونست این دل لرزون دنبال اونه با چشم گریون کاش می دونست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم فروردین 1386ساعت 2:3 توسط یاسمن |
|
|
سلام دوستای گلم
می دونم دارم خیلی دیر آپ می کنم امیدوارم همتون سال خوبیو شروع کرده باشین پر از لحظه های عاشقانه و ناب ناب ------------------------------------------------------
يكي بود يكي نبود زير اين سقف كبود يه غر يب آشنا دل و جو نم و ربود تو حريم لحظه هام خود دنيام شده بود مثل عطر زندگيم مثل رويام شده بود تب خورشيد نگاش يخ غربت و شكست مثل يه چشمه نور تو وجود من نشست اينجوري تركم نكن گل ياس مهربون اون غريبه خودتي ياد تو اره عشق تو هميشه با من مي مونه
-----------------------------------------------------
دلم را به قا صد كهاي آواره مي بخشم براي از تو گفتن نيازي به كلام نيست ازتو كه بگويم اشك ها بي بهانه از آسمان كلامم مي بارند واژه ها در رگ سخنم مي جوشند و جملات در نوك قلبم به رقص در مي آيند وقتي از تو مي گويم زمين رهايم مي كند تا با آسماني ترين شعر ها عروج كند وا ز شاخه يك بيت بچينم باز هم مي خواهم از تو بگويم
-----------------------------------------------------
خاموش می شوم و مكث می كنم تو آه می كشی من گريه می كنم ديوانه می شوم تو روی دفترم ، يك قلب می كشی يك راه مي كشی من روی راه تو صد اشك می چكم تو قهر مي كنی يك ماه می كشی من روی ماه را نقش " تو" مي كشم . تو ناز ميكنی . . . آرام می شوم ، تو با مداد سبز آغاز می كنی يك راه مي كشی ، يك دشت مي كشی يك عالمه فلوت پر آهنگ مي كشی ، من سنگ مي كشم با جوهر سياه تصويری از خودم دلتنگ می كشم ... بي رنگ می شوم ، چون سنگ می شوم آزرده می شوم از دوری تو باز افسرده
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 1:21 توسط یاسمن |
|
|
سلام دوستای مهربونم
دوباره اومدم.......اما راستش این چند روز خیلی ابری بودم اما الان حالم خوبه البته شایدم بهتر بشه کاش بیاد آخه میدونین من تو عصبانیت به کل تعطیل میشم این خیلی بده منون از نظراتون تو اون شرایط خیلی آرومم کرد واستون بهترین ها رو تو این سال جدید از خدامون می خوام سال نوی همگیتون مبارک دانییالم ۳ تا تبریک بهت بدهکارم: اولیش: گلم از این مقام اول مسابقات شدی خیلی خوشحالم دومیش:از طرف من جشن ازدواج خواهرتو بهش تبریک بگو سومیش:تبریک سال نو با یه سبد پر از..... پر از.......
با یه سبد پر از بوسه
پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش من رسيدم رو به آ خر تو بيا شروع من باش شب و از قصه جدا كن چكه كن رو با ور من خط بكش رو جاي پاي گريه هاي آخر من اسم تو ببخش به لبهام بي تو خاليه نفس هام قد بكش رو باور من زير سايه بون دستام خواب سبز رازقي باش عاشق هميشگي باش خسته ام از تلخي شب تو طلوع زند گيم باش من پر از حرف سكوتم خا ليم رو به سقوطم بي تو و آبي عشقه تشنه ام كوير لوطم نمي خوام آشفته باشم آرزوي خفته باشم تو نذار آخر قصه حرفمو نگفته باشم دوست دارم دانیال از صمیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:54 توسط یاسمن |
|
|
سلام دوستای خوبم
شما هم می شنوین؟ آره؟ درسته نفسام داره سنگینو سنگینتر میشه وای خدا جونم کمکم کن کمکم کن طاقت بیارم
آخه چرا؟ خدایا هر کی ندونه تو که میدونی عشقم پاک پاکه خدا داری امتحانم میکنی؟
پس خدا جون منو از همین حالا تو ردیات بنویس
خدا جون قلبم درد گرفته آره ..... دوباره؟ به خدا دوست ندارم ....... چی از جونم میخوای تنهایی؟
نه این درست نیست ....... پس انصافت کو خدا جونم؟ اون دنیامه نفسمه وجودمه دانیالمه خدایا میدونی که من بهش میگم تاروپود
میخوای بگی حتی اسم منم باید ببینه تا یادش بیاد؟..... آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ نه دانیالم بگو دروغه |